• پهلوان امين مردم و جامعه است؛ پهلوان و جوانمرد، دشمن ظالم و ياور مظلوم است.

دکتر عبدالمهدی نصیرزاده – Dr Abdolmahdi Nasirzadeh

رییس فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام

ارزش های غلامرضا تختی

  • دوباره ۱۷دی؛ دوباره آه، افسوس و سوگواری. دوباره تختی؛ همه داشته‌های اخلاقی ورزش ایران که انگار در این ۴۷سال هیچ بازتولیدی از او نشده است.
    دیگر ناامید شده‌ایم چه آنکه وضعیت کنونی ورزش کشور نشان می‌دهد راه رسیدن به تختی دیگر، بسته است. شاید این توقف تاریخی روی ۱۷دی که سالمرگ جهان‌پهلوان است یکی از دلایل این نابسمانی باشد؛ اینکه تنها به‌دنبال چگونه مردن او باشیم؛ اینکه خود را کشته یا به توطئه‌ای مرموز کشته‌شده است.
     رازآلودگی مرگ تختی، بیش از خود او، زندگی‌اش و چگونه زیستنش مورد توجه بسیاری از نویسندگان، روزنامه‌نگاران و فیلمسازان قرار گرفته است. ما از کسی سخن می‌گوییم که همه ورزشگاه‌های بزرگ شهرهای کشورمان نام او را بر سر در خود دارند. ما از کسی می‌گوییم که بی‌شک آخرین فرد قبیله پهلوانان مردمی بود که امروز قصه ناتمامش را سینه به سینه نقل می‌کنیم.
    با این حال در روزگار امروز غلامرضا تختی، کسی که همه نداشته‌های اخلاقی ورزش کشور را در او دیده‌ایم را نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم چگونه زیسته است؛ که اگر چنین بود سعی می‌کردیم ورزش ایران را کمی از نام او متبرک کنیم. راز ماندگاری تختی در مردمی بودنش است، در اینکه هیچگاه خود را از مردم جدا نکرد و با آنها ماند.
    به‌خاطر جایگاه ورزشی‌اش رانتی برای خود نگرفت و پولی را از بیت‌المال مطالبه نکرد. حرص ثروت‌اندوزی نداشت. مطالبات مردمی‌اش را به منافع شخصی‌اش ترجیح می‌داد. در روزگار نبود شبکه‌های اجتماعی از دیروز تا امروز، تختی اجتماعی‌ترین ورزشکار ایرانی است.
    اینستاگرام نداشت که برای توجیه کردن عملش پیام‌های گنگ بنویسد. چیزی را که حق خود نمی‌دانست خیلی واضح و شفاف بیان می‌کرد. بالاتر از اینکه ورزشکاری افتخار پرچمداری کاروان ایران را در المپیک داشته باشد اما تختی وقتی در المپیک رم دید که جعفر سلماسی مدال‌آور المپیک لندن در صف رژه ایستاده است مقابل دیدگان بهت‌زده سایر ورزشکاران می‌گوید: «وقتی از من پیشکسوت‌تر هم در این کاروان هست، حق اوست که جلوتر از همه قرار بگیرد.» و ۴‌سال بعد وقتی در استادیوم المپیک توکیو پرچم را از تختی گرفتند هیچ کشتی‌گیر دیگری حاضر نشد جای تختی را بگیرد.
     تختی یگانه است. فکر نمی‌کنم پیش و بعد از او حداقل در تاریخ مدرن ورزش  ورزشکاری مانند او باشد که اگر در مسابقه‌ای ببازد، باز هم مردمش برایش در فرودگاه سنگ تمام بگذارند و او در پاسخ، بغض خود را فرو دهد و تنها بگوید که «به مردم تعظیم می‌کنم.»
     تختی این کلمه را معنا کرد، بی‌مدعا بود و در واقع به مردمش تعظیم کرد در ناخوشی در کنارشان و در خوشی همراهشان بود. ارزش‌های تختی، بیش از کشف حقیقت چگونه مردن اوست. به‌نظرم باید چگونه زیستنش را بگوییم که اگر چنین نبود مردم او را با خود همراه نمی‌داشتند. بیش از مردن او، چگونه زیستن، تختی را جهان‌پهلوان کرده است.