• پهلوان امين مردم و جامعه است؛ پهلوان و جوانمرد، دشمن ظالم و ياور مظلوم است.

دکتر عبدالمهدی نصیرزاده – Dr Abdolmahdi Nasirzadeh

رییس فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام

چماق استیضاح و بازی عزل و نصب

چماق استیضاح و بازی عزل و نصب مدیران توسط نمایندگان

چند صباحیست موضوع دخالت نمایندگان در ماجرای عزل و نصب مدیران غیر همسو با دولت و انفعال سکانداران دولت از وزرا گرفته تا استانداران و فرمانداران به مقوله ای پروبلماتیک و چالشی سوال برانگیز بدل شده است. بویژه که حرف و حدیث های مبهم استیضاح وزیر آموزش و پرورش و نگرانی چهره ها و صاحب نظران از احتمال بدعت بده بستان وزیر با نمایندگان طراح استیضاح در جهت چشم پوشیدن از حق قانونی خود در قبال عزل برخی مدیران کل آموزش و پرورش استانها و نصب نیروهای ستادی خود , مزید بر علت شده است.

روایت این است : پرده اول تقابل نمایندگان اصولگرا مجلس دهم با مردان کابینه دولت یازدهم قرعه به نام فانی وزیر آموزش و پرورش افتاد. در ابتدا سیاهه ای از مشکلات و کاستی ها مربوط به کیفیت آموزشی و نابه سامانی های صنفی فرهنگیان به عنوان دلایل استیضاح مطرح میشود . استیضاح در مجلس اعلام وصول میکردد اما در کمال ناباوری در مجلس طرح نمیشود. عده ای از نمایندگان از تشکیل هیات میانجی حرف به میان می آورند اما محمود صادقی آنرا خلاف آیین نامه میداند و خواهان روشنگری در این زمینه است و بدینگونه بود که از یک روال مسبوق به سابقه , مسئله سازی و سوژه پردازی شد. از این نظر نکاتی شایسته پرداختن است :

۱٫به نظر میرسد شخص نمایندگان هم در این میان در تنگنای جبرگونه و ریشه داری هستند . به نوعی چوب دو سر طلا شده اند. از یک طرف به خوبی از تبعات دخالت در حیاط خلوت دولت و تلاش برای انتصاب مهره های غیر همسو با دولت آگاه هستند و از طرف دیگر برای آنکه نشان دهند کلاهشان پشم و حرفشان برد دارد برای هواخواهان خود سنگ تمام میگذارند . با رویکردی همدلانه باید گفت که نمایندگان در بطن ساختاری بیمار با شعاعی از انتظارات متقاطع گرفتار شده اند و همه طرفداران نقش زیبای خیال خود را در آیینه نماینده میبینند.

۲٫یکی از عوارض و آفات تاریخی سرزمین ما , مقوله حامی سازی و حامی پروری است. حامی پروری بلیه ای است که ماحصل نظام های انتخاباتی غیر حزبی ,غیر شفاف و غیر پاسخگوست. در این الگو بدین اعتبار که تخصص و کارآمدی چندان معنایی ندارد حیات و ممات حمایت شونده به تضمین زنجیره حمایتی در آینده گره میخورد. روابط و مناسبات عاطفی و دراماتیک بین نماینده و حامیان جا انداخته میشود و نماینده پدر امت و حلال مشکلات میشود . در این مدل ملاک کارآمدی و توفیق نماینده , میزان جانفشانی و مجاهدت در راستای نصب نیروهای حامی خود است. واضح است که در این میان منطق مناسبات مسلط , درک معادلات سیاسی و الزامات نوین دولت بکار نمی آید و نماینده مذکور با همان دست فرمان گذشته در جاده پرسنگلاخ امروز حرکت میکند و پیه معامله با وزیر , استحاله اهرم قانونی استیضاح و تحمل فشار مضاعف را بر تن خود میمالد.

از طرف دیگر در فقدان سیستم نخبه پرور تحزب , خود نمایندگان هم اراده ای برای تغییر این سیکل نداشته و در نهایت خود بازتولیدکننده ی این روال حامی پرورانه هستند.

۳٫ به باور برخی نماینده یک دولت کوچک در سایه است . اساسا بر اساس قانونی نانوشته , نوعی درهم ریختگی و تشویش میان وظایف و اختیارات موضوعه نمایندگان با کارویژه های دولت وجود دارد. از این بابت مصادره اقدامات دولت به نام نماینده مشکل گزارش عملکرد نماینده به مردم را حل کرده میکند و در عوض خسارت های ناشی از عملکرد ناصحیح مدیرانی که با فشار نمایندگان بر صدر امور مینشینند به پای دولت نوشته میشود.

۴٫ در دریافت اول هدف از پیگیری پروژه عزل و نصب ها, پنبه کردن رشته حامی پروری نماینده پیش است. در این راستا کمر همت بستن برای برچیدن بساط نماینده قبل , خلع ید و از حیز انتفاع ساقط کردن هر کسی که نشانی از نماینده قبل دارد از نان شب هم واجب تر است حتی اگر جانشین مدنظر در قد و قواره یک مدیر نباشد . این چرخه معیوب در وهله اول پایمال کننده منافع مردم و تضییع حق موکلان در راستای توسعه انسانی و پایدار است.

۵٫ در شرایط عدم همگرایی سیاسی نماینده با دولت این مسئله بغرنج تر میشود . از یک طرف درازدستی نماینده در انتصاب مدیران ضرب شستی به هیمنه دولت و القای شکنندگی اقتدار دولت در پیشگاه حامیان آن است و ازطرف دیگر تشدید کننده دوقطبی فضای حاکم بر مناسبات منطقه است. وقوع این وضعیت در نهایت تهدید کننده ی اتحاد و انسجام اجتماعی و یاس پایگاه مدنی دولت است
کانال هواداران دکتر حسن روحانی